محمدرضاشاه در موارد بیشمار بدون هرگونه ارتباط مشخصی با موضوع، از پدر خود یادآوری میکرد؛ آن هم در شرایطی که در متن و گفتار محمدرضا هیچگونه توجیهی برای ذکر خاطره پدر به وسیله او وجود نداشت.
رضا، به عنوان یک سرباز ساده وارد فوج قزاق شده بود و در این موقعیت، بیشتر به حفاظت از سفارتخانه ها مثل سفارت آلمان و هلند و نیز بانکهای روس و انگلیس یا جایگاه میسیونها (هیأتهای) آمریکایی، مأمور میشد.
غلامرضا نیکپی با کمک هویدا توانست نظر انجمن را به دست آورد و به شهرداری راه یابد. اما در دوران تصدیگری بر این پست فساد مالی و اخلاقی بسیاری مرتکب و بعد از انقلاب اعدام شد.
در جریان انجمنهای ایالتی و ولایتی فعال بودند و خدمت امام رفتند و پدرم خدمت امام عرض میکنند که: ما حاضریم به خودمان بمب ببندیم و خودمان را زیر ماشین شاه بیندازیم و او را نابود کنیم! امام میفرمایند: به این کارها نیاز نیست،
معاون تعاون و امور اجتماعی بنیادشهید و امور ایثارگران گفت: براساس آمارهای ثبت شده؛ در مجموع 6 هزار و 663 نفر در حوادث دوران انقلاب به درجه رفیع شهات نائل شدند.