از شوق رفتن به عروسی تا آغوش بیجان مادر؛ قصه تلخ امیرمحمد در کوهستک
امیرمحمد تنها ۶ سال داشت برای رفتن به عروسی دست خواهرش را گرفته بود و در ذهن کودکانهاش جز شادی و بازی چیزی نبود اما ترکشهای تجاوزگری آمریکاییها جشن را به عزا تبدیل کرد.
به گزارش پایگاه خبری “ججین” به نقل از خبرگزاری مهر، قرار بود آن شب، شب شادی باشد خانهای در بندر کوهستک سیریک میزبان مراسم عروسی بود و کودکان خانواده هم مثل همیشه سهم خود را از این شادی میخواستند دویدن، خندیدن، بازی کردن و تماشای جشن. امیرمحمد کریمی هم یکی از همان بچهها بود کودکی که ذهنش هنوز با واژههایی مثل تجاوزگری، موشک، حمله و ترکش بیگانه بود. برای او عروسی یعنی یک شب متفاوت یعنی رفتن کنار بچههای فامیل و چند ساعت بازی و شادی اما برای امیرمحمد آن شب عروسی رنگ دیگری داشت.

او همراه خواهر بزرگترش کیانا راهی مراسم شد دست در دست خواهر بیخبر از اینکه چند لحظه بعد قرار است همان مسیری که برای رسیدن به یک جشن طی %D
برچسب ها :امیرمحمد کریمی ، بمباران ، ججین ، عروسی ، کوهستک
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0