ابوحمزه ثمالی کیست؟
ابوحمزه ثمالى كوفى يكى از چهرههاى معروف و درخشان عرفانى و معنوى شيعه است. انسانهاى مومن و خداجو زمزمههاى عاشقانه امام سجاد علیه السلام در شبهاى ماه مبارك رمضان را به واسطه او دريافتهاند. بيشتر اشخاصى كه در شبهاى ماه مبارك رمضان با خداوند متعال نجوا میكنند با نام و ياد اين شخصيت فرزانه مأنوسند.
به گزارش پایگاه خبری “ججین“، ابوحمزه ثابت بن دینارثمالی معروف به ابو حمزه ثمالی که دعای ابوحمزه ثمالی برگرفته از نام اوست، یکی از اصحاب خاص زینالعابدین علی ابن الحسین (امام چهارم شیعیان) بود.ابوحمزه اهل کوفه بود.سال تولد وی دقیقاً معلوم نیست اما با توجه به اینکه از زاذان کِنْدی (متوفی ۸۲) روایت نقل کرده است، باید پیش از ۸۲ به دنیا آمده باشد.
آل مُهَلَّب او را از موالی خود میدانستند اما نجاشی این ادعا را رد کرده است.او را از قبیله طی و تیره بنوثُعَل دانسته و دلیل شهرت ابوحمزه را به ثمالی سکونت وی در محله اقامت قبیله ثُماله از تیره اَزْدذکر کرده است. ابوحمزه در کوفه با زید بن علی مراوده داشتهو شاهد دعوت و شهادت او در کوفه بود.
ابوحمزه ثمالی در دوران امام سجاد(ع) شخصیتی مانند سلمان در زمان پیامبر اکرم(ص) بوده است . وی فردی مورد اعتماد و امانت دار بود و چهار نفر از امامان شیعه (امام سجاد، امام باقر(ع)، امام صادق(ع) و امام کاظم (ع) ) را ملاقات کرده بود.
ابوحمزه ثمالی یکی از اصحاب خاص امام سجاد(ع) بود که با ایشان انس خاصی داشت .
دعای شریف امام سجاد(ع) که طولانیترین دعای سحر ماه رمضان است، از طریق ابوحمزه روایت شده و به همین علت «دعای ابوحمزه ثمالی» نام گرفته است.
پدر سه شهید
ابوحمزه پنج پسر صالح داشت. سه نفر از فرزندان او: نوح، منصور و حمزه همراه زید بن علی بن الحسین علیهالسلام قیام کردند و علیه حکومت جبار امویان در کوفه دست به شورش زدند. در این قیام شیعیان کوفه با زید بیعت کردند.
سه فرزند ابوحمزه از شاخصترین چهرههای آن قیام شمرده میشدند. آن ها در کنار فرزند دلیر امام سجاد علیه السلام علیه ظلم مبارزه کردند. هنگامی که جنگ به اوج خود رسید و یاران زید بن علی علیهالسلام احساس ضعف و شکست کردند، بسیاری از آنان بیعت را شکسته و فرار کردند. فقط عده اندکی در اطراف زید باقی ماندند، که از جمله آنان نوح، منصور و حمزه; فرزندان ابوحمزه ثمالی بودند. آنان تا آخرین لحظه مقاومت کردند و تا پای جان ایستادند و در کنار پسر شجاع و غیرتمند پیشوای چهارم علیهالسلام بعد از فداکاریهای بسیار، به درجه رفیع شهادت نائل شدند.
دو فرزند دیگر ابوحمزه: علی و حسین در زمان امام کاظم علیهالسلام زنده بودند. آن دو در ردیف محدثین و فقهای شیعه قرار دارند و از امام ابوالحسن موسی الکاظم علیهالسلام و سایر ائمه علیهم السلام احادیث و روایاتی نقل کردهاند. (اعیان الشیعه، ج 4، ص 10 و نامه دانشوران،ج 1، ص 50.)
تالیفات و آثار
این محدث بلند پایه و فقیه نام آور شیعه در طول عمر با برکت خویش، آثار متعددی را به عرصه فرهنگ و دوستداران معارف شیعی عرضه کردهاند.
او احادیث بسیاری در موضوعات فقهی،تفسیری و عرفانی و در زمینههای آداب معاشرت، حقوق، اقتصاد اسلامی، حج، اصول دین و… را از ائمه علیهم السلام نقل کرده است.
شاخصترین آثار وی عبارت است از:
1 – «تفسیر قرآن کریم »: ابن ندیم در فهرست خویش از آن یاد کرده است. اخیراً کتاب به شکلی زیبا، توسط یکی از محققین محترم به زیور طبع آراسته گشته است.
2 – کتاب «نوادر»: موضوع آن حدیث است و حسن بن محبوب آن را از ابوحمزه نقل کرده است.
3 – کتاب «زهد»4 – رساله «حقوق امام زینالعابدین علیهالسلام »که در کتابهای آمالی و من لایحضره الفقیه آمده است.
5 – «دعای ابوحمزه ثمالی » که دارای عبارتهای عرفانی و ملکوتی و مورد توجه اهل نظر بوده و شرحهای متعددی بر آن نوشته شده است.
6 – سایر ادعیه و زیارات که زینت بخش صفحات کتب ادعیه میباشد.
آثار زرین ابوحمزه در کتابها و منابع مهم شیعه و سنی، در موضوعات گوناگون دیده میشود. (من لایحضره الفقیه، ج 2، ص 459 و قاموس الرجال، ج 2، ص 444.)
ابوحمزه ثمالى صاحب كرامت
ابوحمزه در اثر مناجاتهاى عارفانه، نغمههاى شبانه، عبادتهاى عاشقانه، اطاعت خالق يگانه و شاگردى مكتب ائمه عليهمالسلام صاحب كرامت شد. ابوحمزه میگويد: «يكى از فرزندانم در اثر حادثهاى مصدوم شد و استخوانهاى دستش شكست. او را نزد يحيى بن عبدالله مجبر (معروفترين شكسته بند عصر) بردم. او بعد از معاينه دقيق، گفت: استخوانهاى دست اين كودك به شدت آسيب ديده و شكستگى سختى برداشته است. بايد صبر كنى تا وسائل معالجه را فراهم كنم. مدت معالجه طولانى خواهد بود».
او به دنبال كار خود رفت و من همچنان با ناراحتى در اتاق منتظر بودم. در آن هنگام حال رقت بار طفل، كه در اثر شدت درد به خود میپيچيد، مرا دگرگون كرد و حالم منقلب شد. در همين موقع به ياد دعايى كه از مولايم، امام سيدالساجدين علیه السلام آموخته بودم، افتادم. با يك حالت معنوى، دست كودك را گرفتم و با تضرع آن دعا را خواندم و از خداوند متعال، بهبودى و شفاى فرزندم را خواستار شدم. همان لحظه به اذن پروردگار متعال، فرزندم صحت و سلامتى خود را بازيافت و من شكر الهى را به جا آوردم.
يحيى مجبر همراه وسايل درمان بازگشت و دست كودك را گرفت تا علاج كند. با شگفتى گفت: اين كه سالم است! شايد دست ديگرش شكسته است. شكستهبند دست ديگر طفل را به دقت نگاه كرد و اثر شكستگى را در آن نيافت. مات و مبهوت گفت: «سبحان الله! چند لحظه قبل، من دست اين بچه را ديدم، استخوانهايش به شدت شكسته بود؟! آرى، از شما شيعيان چنين جادوهايى تعجب ندارد! ابوحمزه به او گفت: واى بر تو! اين جادو و سحر نيست.
شفاى دست پسرم در اثر دعاى جانبخشى است كه امام عارفان، على بن الحسين علیه السلام به من آموخته است. ابوحمزه میگويد: يحيى از من درخواست كرد كه آن دعا را به وى ياد بدهم. گفتم: «شگفت انگيزتر از اين حادثه، اظهار اين درخواست است. بعد از آن سوء ادب، كلمات خلاف مروت و كردار زشت؛ من نمیتوانم اسرار خفيه و امانتهاى الهى را به تو بسپارم».
ابوحمزه میگويد: «روزى اين حكايت را براى امام صادق علیه السلام نقل كردم. آن حضرت فرمود: اى ابوحمزه! دعاى تو با رضايت خداوند موافق بود كه در كمتر از يك لحظه، دعايت را مستجاب كرد».
حمران ابن اعين (راوى خبر) میگويد: «وقتى ابى حمزه اين حكايت را برايم نقل كرد، مشتاقانه به وى گفتم: اى ابوحمزه! تو را به خدا سوگند میدهم! آن در گرانمايه و هديه الهى را از من دريغ مدار و آندعا را به من بياموز!» ابوحمزه گفت: «سبحان الله! اين سر را از آن جهت بر تو فاش كردم تا شوق تعليم در تو زياد شود و عطش آموزش بيابى! حالا بنويس!»: «يا حى قبل كل حى، يا حى بعد كل حى… صلى على محمد و على آل محمد وافعل بى ما انت اهله يا ارحم الراحمين»
وفات
سال وفات ابوحمزه ۱۵۰ ذکر شده است. اما به دلیل روایت حسن بن محبوب از او، تاریخ وفاتش باید بعد از ۱۵۰ باشد.در باب تاریخ وفات ابوحمزه اقوال دیگری هم وجود دارد که منشأ آنها تصحیفاتی است که در کتابهای حدیثی و رجالی رخ داده است.
برچسب ها :ابوحمزه ثمالی ، ججین ، دعای ابوحمزه ثمالی
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0