کتش را از تنش درميآورد و ميخندد و ميگويد: «تا آخر دبيرستان و پيشدانشگاهي و مدرسه با دخترها بودم. از همان کلاس دوم ابتدايي ورزش ميکردم تا اينکه به دانشگاه آمدم. حالا ديگر وارد تيم فوتبال دختران استان شده بودم… خودم هم ميدانستم که مشکل دارم. يعني ميدانستم آن چيزي که هستم، نيستم.