به گزارش پایگاه خبریججین” به نقل از خبرگزاری فارس، چه در این شهر و چه در هر جای دنیا که باشی، محبت این خاندان، حد و مرزی نمی‌شناسد، بسیارند کسانی که درد دل خود را فرسنگ‌ها دور از مشهدش زیرلب زمزمه کرده‌اند و مرحمی شده بر دل‌های بی‌قرارشان.

شوری که هر ساله هزاران نفر را در شب شهادت آن بزرگوار با پای پیاده و با قلبی بی‌قرار و اندوهناک به‌سمت مشهد آن حضرت می‌کشان، نشان از همان محبت بی‌حد و مرز دارد.

دسته‌ها و هیأت‌های عزاداری در ماتم شهادت مولای خود در حال حرکت به‌سمت حرم منور رضوی هستند، صدای طبل‌ هیأت‌های عزاداری بلند می‌شود و پرچم‌های سیاه و سبز و قرمز یا ابوالفضل(ع) و یا حسین(ع) دوباره برافراشته می‌شود، بر سر و سینه می‌زنند، اشک ماتم می‌ریزند و با نوحه‌سرایی و سینه‌زنی و زنجیرزنی به‌سوگواری می‌پردازند، دسته‌ها پشت سر هم به‌صورت منظم حرکت می‌کنند، این دسته‌های عزاداری از نقاط مختلف شهر و کشور آمده‌اند، از راه دور و نزدیک رنج سفر را به‌عشق زیارت امام مهربانی‌ها تحمل کرده‌اند.

مردم در پیاده‌روهای اطراف خیابان اصلی عبور دسته‌های عزاداری را تماشا می‌کنند، خیابان مملو از زائران عزاداری است که هر کدام به‌امیدی آمده‌اند و سوگوارند، یکی اشک می‌ریزد، یکی زیرلب نوحه را زمزمه می‌کند،کودکی سینه می‌زند و هرکس به طریقی ارادت خود را بر آستان مقدس آن حضرت ابراز می‌کند.

بزرگترین دلخوشی زندگی‌ام پیاده آمدن به‌مشهد الرضاست

پیرمردی ۶۰ و چند ساله که بر سکویی رو به حرم امام رضا(ع) نشسته و با صدای نوحه دسته‌های عزاداری از ته دل گریه می‌کند، از حال دلش می‌گوید که از یکی از روستاهای سبزوار آمده است، سال‌هاست که بزرگترین دلخوشی زندگی‌اش پیاده آمدن به‌ مشهد الرضاست و برای رسیدن این موعد لحظه شماری می‌کند.

زنی با چشمان خیس، دستش را به‌دیوار گرفته و آرام آرام حرکت می‌کند، نامش مریم است و تهرانی است، می‌گوید ۴۰ سال حسرت راه رفتن را به‌دل داشته و سال گذشته در همین شب عزیز و در این قطعه بهشتی پاهای ناتوان و خشک شده‌اش به‌یکباره جان گرفته و حالا می‌تواند راه برود، او به نشانه سپاسگذاری هر سال در این شب به‌زیارت امام مهربانی‌ها می‌آید.

در دو طرف خیابان‌های منتهی به‌حرم هر چند قدم یک ایستگاه‌های صلواتی هستند که از عزاداران با چای و شیر پذیرایی می‌کنند و رسم مهمان‌نوازی را به‌جا می‌آورند و میزبان زائران حضرت بودن را سعادت می‌دانند.

دسته‌ها و هیأت‌های عزاداری به‌سمت حرم مطهر می‌روند و در جلوی درب ورودی می‌ایستند اذن دخول می‌خوانند و از صاحب این مکان متبرک کسب اجازه می‌کنند.

با وجود کهولت سن هر سال این مسیر را پیاده‌روی می‌کنند

خاتون زن ۵۲ ساله‌ای است که مسیر شیروان تا مشهد را پیاده‌روی کرده است، او عشق به ائمه اطهار را جزو جدا نشدنی مردم ایران می‌داند و علت حضورش در پیاده‌روی امسال را احساس قلبی و ارادت خاص خود به امام هشتم شیعیان می‌داند.

اون می‌گوید که کسانی را می‌شناسد که حتی با وجود کهولت سن هر سال این مسیر را پیاده‌روی می‌کنند و با دیدن گنبد طلا رنج سفر برای آنها تبدیل به‌لذتی غیرقابل وصف می‌شود.

با ورود به حرم ازدحام جمعیت بیشتر و بیشتر می‌شود، صحن و سرای بارگاه منور رضوی در سوگ این مصیبت سیاه‌پوش است.

بعد از اقامه نماز مغرب و عشاء در حرم مطهر رضوی، صحن انقلاب مراسم خطبه‌خوانی در زیر بارش رحمت الهی آغاز می‌شود، این مراسم اشک چشم دل‌های بی‌قرار را جاری می‌کند و صدای شیون و ناله که دل در گرو صاحب این دیار مقدس  دارند به‌گوش می‌رسد.

بعد از مراسم خطبه‌خوانی جمعیت زیادی که در این صحن حضور دارند به سینه‌زنی می‌پردازند در بین جمعیت، مادر بی‌قراری را می‌بینیم که بی‌توجه به اطرافش فریاد می‌زند و توجه همه را به‌خود جلب می‌کند وقتی شفای دردانه دخترش را که سال‌هاست درگیر بیماری سرطان است را از آقای مهربانی‌ها طلب می‌کند و مردم او را دلداری می‌دهند.

دسته‌های عزاداری هر یک در گوشه‌ای از حرم مطهر رضوی در سوگ مولای خود نوحه‌خوانی می‌کنند، سینه می‌‌زنند، اشک می‌ریزند و حاجت می‌خواهند؛ حال و هوای امشب شهر مشهد رنگ بوی غم و اندوه را به‌خود گرفته جمعیتی که لحظه به لحظه بر تعداد آن افزوده می‌شود و میزان ارادت مردم این سرزمین را به‌ اهل بیت عصمت و طهارت را به‌نمایش می‌گذارد، مردمانی که دشمنان، هرگز و به‌هیچ طریقی نتوانستند محبت اهل بیت را از دل آن‌ها بگیرند و روز به روز عاشق‌تر می‌شوند.

 


 

 

 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد